![]() |
![]() |
|
| تنهایی |
|
غریبه تا انتهای حضور رفتم سکوت در هوا معلق بود در زدم قفلها به استقبا لم امدندو گفتند: دیر امدی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 10:17 توسط ندا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
زمزمه های دلتنگی.......ندا عاشق عاصی رویا ساحر سیامک علمی شهر شاپرکی دکتر جون رضا جودی ابوت برکه مهتاب دنیای جوانان دختران باران yaser |
|
RSS
|