تبليغاتX
زمزمه های - وصال تو
تنهایی

وصال تو . . .

 

از پشت یک پنجره که فقط می شه کو ه وچند تادرخت رو دید باهات درد دل میکنم

غربتی عجیب را در دلم حس می کنم

دلم گرفته برای روزهای با تو بودن

خنده هات از اینکه خیلی لج بازی وفقط به خودت فکر می کنی

شایدم حق داری تو عاشق گذشته منم یه حس تازه

نتونستم توی وجودت عشق رو زنده کنم

بازم من تنها . . .

شعله آرزوهایم به خاکستر تبدیل شدند

برگ سبز امید به زردی گرایید

گل خواسته هایم پژمرد

کاسه صبرم لبریز تر از همیشه

و وصال تو دست نیافتنی . . .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 12:39  توسط ندا |