تبليغاتX
زمزمه های - دیگه وقتی
تنهایی

وقتی دل ارزش خود را ازدست بدهد

چشمهایت دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد

وقتی دیگر قدرت فریادزدن را هم نداشته باشد

وقتی دیگر هر چه دلتنگت خواسته باشد گفته باشی

وقتی دیگر قلم وکاغذ هم تنهایت گذاشته باشند

وقتی از درون تموم وجودت یخ بزند

وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ کنی

وقتی احساس کنی تنها ترین هستی

وقتی باد  شمع های روشن اتاقتو خاموش می کند

چشمهایت را ببند

واز ته دل بخند

که با هر لبخند روحی خاموش جان میگیرد

ودرخت پیر جوان می شود . . .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 12:37  توسط ندا |