![]() |
![]() |
|
| تنهایی |
|
تا انتهای حضور رفتم سکوت در هوا معلق بود در زدم قفلها به استقبا لم امدندو گفتند: دیر امدی غریبه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 9:3 توسط ندا |
|
|
چگونه شیشه شوم وقتی نگاهها از سنگند! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 8:58 توسط ندا |
|
|
غریبه تا انتهای حضور رفتم سکوت در هوا معلق بود در زدم قفلها به استقبا لم امدندو گفتند: دیر امدی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 10:17 توسط ندا |
|
|
دلتنگی هایم را با کدام قایق خیالی روانه دل درییایت کنم تا بدانی دلتنگم |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 9:44 توسط ندا |
|
|
داخراش است که عاشق به مرادش نرسد در پی عشق بسوزد و بخ یارش نرسد |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 9:42 توسط ندا |
|
|
زخمی تر از سه تارم غمگین وبی قرارم وقتی تو را ندارم نفرین به هر چه دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 9:42 توسط ندا |
|
|
--
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 12:16 توسط ندا |
|
|
تقديم به كساني كه قلب كوچكشان هميشه دريايي ست
سر گشته ای به ساحل دریا،
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 12:9 توسط ندا |
|
|
شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش: من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من باشی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 12:2 توسط ندا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
زمزمه های دلتنگی.......ندا عاشق عاصی رویا ساحر سیامک علمی شهر شاپرکی دکتر جون رضا جودی ابوت برکه مهتاب دنیای جوانان دختران باران yaser |
|
RSS
|