![]() |
![]() |
|
| تنهایی |
|
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم پر پروانه شکستن ، هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 18:24 توسط ندا |
|
|
در بندر آبي چشمانت باران رنگ هاي آهنگين مي وزد خورشيد و بادبان هاي خيره كننده سفر خود را در بي نهايت تصوير مي كنند در بندر آبي چشمانت پنجره ايست گشوده به دريا پرندگاني در دور دست به جستوي سرزمين هاي به دنيا نيامده در بندر آبي چشمانت سنگها سر شار ازآاواي شبانه اند در كتاب بسته چمشانت چه كسي هزار شعر پتهان كرده؟ اي كاش ، اي كاش دريا نوردي بودم اي كاش قايقي داشتم تا هر شامگاه در بندر آبي چشمانت بادبان بر افرازم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم شهریور 1386ساعت 14:18 توسط ندا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
زمزمه های دلتنگی.......ندا عاشق عاصی رویا ساحر سیامک علمی شهر شاپرکی دکتر جون رضا جودی ابوت برکه مهتاب دنیای جوانان دختران باران yaser |
|
RSS
|