تبليغاتX
زمزمه های
تنهایی
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تودر خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست
+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:54  توسط ندا | 
بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند
+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:49  توسط ندا | 
 اگه روزي به من بگويي دوستت ندارم گريه نخواهم کرد اشک نخاهم ريخت ناراهت نخواهم شد فقط ارزو مي کنم که عاشقه کسي شوي که هرگز دوستت نداشته باشد
+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:48  توسط ندا |