تبليغاتX
زمزمه های
تنهایی
): اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 17:11  توسط ندا | 
 اگه با تو بودن اشتباهه، اگه تو رو خواستن اشتباهه، اگه عاشق تو بودن اشتباهه، اگه براي تو مردن اشتباهه، پس تو قشنگ ترين اشتباه زندگي مني
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 17:10  توسط ندا | 
می گفت عاشقم، دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسیدم از عشق چه می دانی؟ برایم از عشق بگو....
گفت: عشق اتفاق است بايد بشينی تا بیفتد!!!
گفت: عشق آسودگيست، خيال است... خيالی خوش...
گفت: ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت: خواستن و گرفتن و برای خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود....
گفت: عشق دروغی بیش نیست....
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 17:5  توسط ندا | 
چقدر سخته دلت بخواد تو چشای کسی زل بزنی که یه روزی همه ی عشقتو دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد و به جای اینکه سرشار از کینه و نفرت باشی حس کنی هنوزم دوسش داری.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 17:3  توسط ندا | 

 اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:19  توسط ندا | 

 ابر بارنده به دريا مي گفت من نبارم تو کجا دريايي , در دلش خنده کنان دريا گفت ابر بارنده تو خود از مائي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:18  توسط ندا | 

 اگر روزي حس كردي كه مي خواهي گريه كني ، مرا خبر كن . من قول نمي دهم كه تو را شاد كنم ولي مي توانم با تو گريه كنم ! اگر روزي قصد داشتي فرار كني از انكه به من بگويي ترسي نداشته باش ، من قول نمي دهم كه از تو بخواهم كه بماني اما مي توانم با تو بيايم . اگر روزي نخواستي به حرف كسي گوش بدهي به من بگو ، من قول مي دهم كه به جاي نصيحت سكوت كنم . اگر روزي مرا صدا كردي و جوابي نشنيدي به سرعت به سراغم بيا . شايد اين بار من به كمك تو احتياج داشته باشم !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:18  توسط ندا | 

اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يه بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:15  توسط ندا | 
 آرزو می کنم:
زندگی مال تو....مرگ مال من
راحتی مال تو....گرفتاری مال من
شادی مال تو.....غم مال من
همه مال تو ولی تو مال من

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 20:51  توسط ندا | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 20:50  توسط ندا | 

*** برگرفته از کتاب کویر***

 

دکتر شریعتی:

خدایا به من زیستنی عطا کن

                        که در لحظه مرگ

                           بر بی ثمری لحظه ای که

                                  برای زیستن تلف کرده ام

                                                     سوگوار نباشم.

 اندیشه، احساس، اعتقاد، تقلید؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 20:48  توسط ندا | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 20:46  توسط ندا |